تبليغاتX
یک دنیا سوال
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
براندازی حضرت "آقا"
منتقدان بر دو نوع‌اند: منتقدان قلمی و منتقدان عملی (اين عملی با آن عملی که شما فکر می کنيد فرق دارد. کمی فرصت بدهيد تا شرح دهم).

منتقدان قلمی، منتقدانی هستند مثل اين‌جانب، بی بو و بی خاصيت. قلم به دست، در کنج اتاقی نشسته اند و "نقد" صادر می کنند. اين قدر در کلمات غوطه‌ورند که حتی يادشان می رود غذا بخورند. دائم کتری چای را می سوزانند و بدون اين که بفهمند اطرافيان چه می گويند، پاسخ آن ها را با بله يا نه می دهند. اين ها آدم هايی هستند که نه در راه‌پيمايی شرکت می کنند، نه در محافل و مجالس حضور به هم می رسانند، نه اهل گروه و حزب سياسی اند. اصلا حال اين که از پشت ميز و کنار کتاب ها بلند شوند وعمل موثر اجتماعی انجام دهند ندارند. حتی حال بيرون رفتن و قدم زدن در بوستان و بهره گيری از زيبايی های طبيعت را هم ندارند. به خاطر همين اکثراً از اضافه وزن و درد زانو و مفاصل رنج می بَرَند. اين تيپ افراد معلوم نيست به چه فکر می کنند و به چه کار مشغول اند و حتی زن و بچه ی آن ها دليل اين همه فکر و تدقيق را نمی دانند. اهل خانه به اشتباه تصور می کنند طرف مشغول نوشتن کتاب علمی ست و از مسائل سياسی و اجتماعی پاکْ بی خبر است و با عرض معذرت در اين عرصه "شوت" تشريف دارد، حال آن که همان طرف، دور از چشم همه، در حاشيه ی يک صفحه کتاب علمی، پنج صفحه نقد اجتماعی و سياسی می نويسد و نه تنها شوت تشريف ندارد بل‌که از جزئی ترين وقايع اجتماعی و سياسی با خبر است. اما اين پرسش محتوم در نزد اهل خانه همواره وجود دارد که چرا کارِ کتاب علمی اين قدر طول می کشد و تمام نمی شود.

وقتی به اين گروه –که خود بنده نيز جزو آن ها هستم- می گويند "برانداز"، از خنده ريسه می روم. اين ها که حال جواب دادن به بچه شان را هم ندارند، چگونه می توانند يک دستگاه عظيم حکومتی را بر اندازند، يا حتی فکر چنين کاری را به ذهن راه دهند؟ گفتن برانداز به چنين آدم های بی خطری واقعا طنز روزگار است.

اما منتقدان عملی، منتقدانی هستند که فقط نظر صادر نمی کنند و اهل عمل اند. اين ها اهل بيرون رفتن و معاشرت با ديگران و تبليغ نظر و ترويج عقيده اند. اين ها صبح تا شب به صورت حضوری با همکاران گپ می زنند، و شب تا صبح با دوستان از طريق رايانه چت می کنند. اين ها در هر محفل و مجلسی که برگزار شود حضور می يابند و از رفتن به بوستان و کوه و صحرا و کافه و رستوران باز نمی مانند. اين ها افرادی اکتيو و فعال هستند، و اکثر مشاهير آن ها را می شناسند. اگر قرار بر رای دادن باشد، فعالانه به تشويق مردم می پردازند، و اگر قرار بر تحريم باشد، دلسوزانه مردم را از شرکت در انتخابات بر حذر می دارند. حرف اين ها بر خلاف دسته اول، بُرد اجتماعی دارد، بدين نحو که مردم حرف اين ها را می شنوند و در نهايت کار خودشان را می کنند! ممکن است بپرسيد پس حرف اين ها چه بُردی دارد، عرض می کنم که بُرد حرف شان برای خودشان است که فکر می کنند، انسان هايی مهم هستند و مردم بی صبرانه منتظر نظرات مشعشع شان می باشند. پس اگر به جای دکتر معين، آقای احمدی نژاد از صندوق بيرون بيايد، به خاطر همين بُرد عظيم اجتماعی ست. با عرض معذرت، يک حکومت بايد بسيار ابله باشد که چنين افرادی را "برانداز" بخواند.

اپوزيسيون خارج نشين هم که سال هاست نشان داده، براندازِ پيگيرِ ديگر اپوزيسيون هاست و نه تنها باعث برانداختن حکومت نمی شود بل که مردم با مشاهده عمل‌کرد آن می گويند صد رحمت به حکومت اسلامی و از هر چه برانداختن است پشيمان می شوند. پس اين وسط چه کسی بر انداز است؟

من بعد از خواندن سخنان "آقا" که فرمودند دولت احمدی نژاد گمان نکند که فقط همين يک سال را پيش رو دارد بل که برای پنج سال آينده برنامه ريزی کند، به اين نتيجه رسيدم که برانداز، شخص خود "آقا"ست! حتی می توانم بگويم حضرت آقا، رهبر براندازان داخلی ست!

و چه کسانی نه تنها برانداز نيستند، بل که حافظ حکومت و تحکيم کننده ی پايه های آن اند؟ خب معلوم است، آن دو گروه اول! بخصوص نويسندگانی مانند اين جانب که حتی کوچک ترين حرکتی که ايجاد مزاحمت کند انجام نمی دهند. می فرماييد چرا آن ها حافظان حکومت اند؟ عرض می کنم، برای اين که آن ها به حکومت نشان می دهند، از چه راهی برود تا سرنگون نشود؛ آن ها از حکومت انتقاد می کنند؛ ضعف های حکومت را آشکار می کنند؛ به حکومت می گويند که مردم از چه افرادی، به چه دلايلی متنفرند و بهتر است آن ها را کنار بگذارند؛ می گويند، آن بابايی که خودش را دکتر جا زده و شما را سی سال تمام فريب داده به اين دليل و اين دليل و اين دليل دکتر نيست و شما هر چه زودتر او را بيرون کنيد به نفع تان است؛ می گويند که اين دولت چه خرابی هايی به بار آورده و زودتر خودتان را از شر او خلاص کنيد؛ می گويند که دنيا راجع به شما چگونه فکر می کند و هر چه زودتر در رفتار خود با دنيا تجديد نظر کنيد.

آن ها همه چيز را مفت و مجانی، و بی هيچ چشم داشتی به حکام می گويند و کاری هم نمی کنند که مزاحمتی برای حکومت داشته باشد. آيا اين ها حافظان حکومت نيستند؟ و آيا کسانی که به حرف اين ها گوش نمی دهند، برانداز نيستند؟

من به عنوان يک شهروند درجه سه، که کاری جز انتقاد بلد نيست، به "آقا" توصيه می کنم دست از براندازی بردارند. نگذارند مردم در اثر ندانم کاری حکومت جان شان به لب برسد و بشورند و کشور دچار هرج و مرج شود؛ نگذارند در اثر رفتارهای غير ديپلماتيک، کشورهای همسايه و غيرهمسايه چشم طمع به خاک ما بدوزند و خدای ناکرده ما را مورد تهاجم نظامی قرار دهند. از "آقا" می خواهم دست از براندازی بردارند و مثل ما خواهان حکومتی معتدل و مردمی شوند؛ دست از براندازی بردارند و به ما منتقدان تحول‌خواه بپيوندند!

Bookmark and Share |+| نوشته شده توسط نیلو و دوستان در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 11 بعد از ظهر |  Digg!
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar